شمس الدين الشهرزوري
مقدمه 24
رسائل الشجرة الإلهية في علوم الحقائق الربانية
وجوب وامكان وامتناع ، مقولات ، تقسيمات وجود واعتبارات عقلي است « 1 » . شهرزورى قبل از شروع به فنّ أول ، در ضمن بيان مقصود خود از نوشتن اين كتاب وروش خود ونيز اهميت اين اثر ، نكات مهمى مطرح كرده است واگر چند سؤال مطرح كنيم ، شايد اهميت نكاتى كه شهرزورى گفته است اگر پاسخى به آن سؤالها باشد ، روشنتر شود : در نظام فلسفي كه شهرزورى به آن متعهد است براي علوم ، ارزش وشرافت پذيرفته شده است ومىتوان گفت علمي شريفتر از علم ديگر است ؛ سؤال اين است كه مبناى شرافت يك علم چيست ؟ وبه چه دليل علمي بر علم ديگر شرافت دارد ؟ به نظر بسيارى ، از جمله شهرزورى ، يكى از دلايل شرافت علمي بر علم ديگر ، شرافت « معلوم » است وبنابر اين چون معلوم در علم ما بعد الطبيعة عبارت است از بارى تعالى وصفات أو ومقرّبان درگاه أو مثل ملائكة ، علم ما بعد الطبيعة اشرف علوم است . والبتة به نظر شهرزورى ، چون در اين علم از مجرّدات بحث مىشود وذهن آدمي با أمور مادي مأنوس است ، پذيرش آن براي أذهان از سختترين علوم است . وبه لحاظ دقيق ودشوار بودن اين علم ، كساني كه مقصود حكما را دريابند ويا به آثارشان واقف شوند وبه رموز ايشان اشراف پيدا كنند ، اندكند وبه اين لحاظ بيشتر كساني كه در اين علم وارد مىشوند ، هم در
--> ( 1 ) . بعضي از نويسندگان متون فلسفي ما در تنظيم فصول بسيار خوش سليقه وبا مهارتند مثل فخر رازي وبه عكس ، برخى بسيار ضنّت ورزيده ومطالب متعدد را در يك فصل آوردهاند وسهروردى وبه تبع أو شهرزورى از گروه دوم است كه أغلب چندين موضوع مهم را در يك فصل سامان داده است . مرحوم هانرى كربن در تصحيح آثار سهروردى متون را به فقرات تقسيم كرده وبراي هر فقره شمارهاى اختصاص داده است واخلاف أو مثل گروه مرحوم عثمان يحيى نيز در تصحيح متون الفتوحات المكيّه ونظاير آن شيوهء كربن را به كار بردهاند . امّا اين بنده كوشيدهام در آثاري از اين نوع واز جمله در رسائل الشجرة الإلهية ، عناوين فرعى به متن اضافه كنم تا خواننده با سهولت بيشتر متوجه موضوعات شود ؛ با اين حال از خوانندگان معزز تقاضا مىكنم اگر نظر خاصي دارند براي تصحيح اين شيوهها وانتخاب بهترين روش اين بنده وأمثال مرا يارى فرمايند .